حالتی و حیرتی ای مبدع هر حالت!
میخواهم اعترافی بکنم. گاهی اوقات که به تکنوازی ساز سنتی ایرانی (ترجیحا تار و سه تار لطفی و گاهی اوقات مشکاتیان و البته نه تار فرهنگ شریف، علیزاده، شهناز و دیگران در عین زیبایی آنها) گوش میدهم، احساس میکنم مومن شده/ام، واژهی «الله» بر زبانام جاری میشود، واژهای که جز در زبان حال تکرارش نمیکنم و برای من واژهای ناموسی است (آه، شرم بر این حافظه، یاد آن نوشتهی بیذوقانهی کلانتری افتادم و کاری که با اللهی که اکبر است، کرده بود) و از حال ادای این واژه حالام دیگر میشود. نیک در مییابم که اندکی از خود بیرون آمدهام. پوستام را که اکنون بیرون من است، احساس میکنم، احساس میکنم کسی همچون نسیمی در من میوزد، در من میرود، در من نشسته است، از من میگذرد، وای چه حالی است، نازکی روحام را حس میکنم. تمام روزنههای وجودم، دهان میشوند و میخواهند این وجد چند لحظهای را بنوشند.
شکاکتر از آنام که امری هستیشناختی از این حال برداشت کنم اما چنان نیز نیستم که آن را بر صرف حالی و وجدی تفسیر کنم و بس، تنها یک «امید»: شاید....
مشکاتیان اوج گرفته است، سنتور نوازیاش را به قدر سه تار نوازیاش دست ندارم هر چند آنرا نیز بسیار دوست دارم. شوریده حال است این مرد نیشابوری و دلشکسته. میشود این را در سوز سازش حس کرد.
همین.

نظرها
سلام. لوگو (؟)ی بالای وبلاگت البته «ساده» است (و گویند: زیبایی در سادگی است)، ولی «محو» هم هست. چشم نمی چرخد به سمتش. شاید اگر
عالم چو حباب است ولیکن چه حباب
(بدون نقطه ویرگول) را به نستعلیق بنویسی، و به اندازه ی لازم درشت و سیاه باشد، و بگذاری در کادر فعلی ی لوگو، بهتر باشد.
قربانت.
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی، تهران | July 31, 2007 4:33 PM
سلام خط ماقبل اخر دوست را دست نوشته اید . . . شوریده حالی و دل شکستگی معنائی عمیق دارد که با شخصیت نه چندان تمیز این آقائی که شما نام برده اید چندان تناسبی ندارد بردار
Posted by: محمد طاهری | August 1, 2007 10:35 AM
به محمد طاهری:
خوبست که خدا ستار العیوب است، وگرنه ما چهها که نمیکردیم! مگر نه؟!
Posted by: سوشیانت | August 1, 2007 11:02 AM
سلام
یک موقع آقای کلانتری نرنجند که ایشان رابی ذوق خوانده اید؟!!
به یقین میان بی ذوقی و توهین تفاوت است!
Posted by: سید مهدی طاهری | August 1, 2007 3:05 PM
شاید بد نباشد دوستانی که نمی دانند مطلع شوند که مدتی است "الله اکبر" به یکی از تکه کلام های حضرت یاسر بدل شده
Posted by: علی | August 2, 2007 1:43 PM
بسم الله الرحمان الرحیم. سلام. نظرت درباره ی
http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-247.aspx
چیست؟
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی، تهران | August 3, 2007 10:02 PM
اين نوشته نشان مي دهد كه تكنيك هنري تا چه حد مي تواند مخاطب را در مورد هنرمند به اشتباه بياندارد
و البته موضوعي خوب براي بررسي نيز به دست مي دهد: آيا خلاقيت هنري فقط تكنيك است و يا چيز ديگري هم از جنس روح و احساس وجود دارد؟
من كه گمان مي كنم فقط تكنيك است چون هنرمندان بزرگ الزاما انسانهاي بزرگي نيستند.
Posted by: حق پرست | August 4, 2007 6:36 PM
آقا یاسر عزیز برای من هم آسمان پر ستاره همین کار را می کند.
Posted by: زهرا | August 5, 2007 4:57 PM
سلام،مدت هاست وبلاگتان را میخوانم . این اولین بازی است که احساس کردم باید نظر دهم....برای اولین بار احساس کردم :
.....چه چرندیاتی!!!.....
احساس دمیدن روحی؟!....بی معنی
Posted by: هاجر | August 10, 2007 12:00 AM
ba salam
aghaie mirdamadi age mishe begid fasl nameie madrese ro az koja mishe tahaie kard?man sakene tehranam.az lotfe shoma motshakeram
Posted by: شعبانپور | August 18, 2007 7:51 PM