« شبستری و طلب دائمی ایمان | صفحه‌ی اصلی | مادر ترزای محله‌ی سرخ »

حالتی و حیرتی ای مبدع هر حالت!


می‌خواهم اعترافی بکنم. گاهی اوقات که به تکنوازی ساز سنتی ایرانی (ترجیحا تار و سه تار لطفی و گاهی اوقات مشکاتیان و البته نه تار فرهنگ شریف، علیزاده، شهناز و دیگران در عین زیبایی آن‌ها) گوش می‌دهم، احساس می‌کنم مومن شده/ام، واژه‌ی «الله» بر زبان‌ام جاری می‌شود، واژه‌ای که جز در زبان حال تکرارش نمی‌کنم و برای من واژه‌ای ناموسی است (آه، شرم بر این حافظه، یاد آن نوشته‌ی بی‌ذوقانه‌ی کلانتری افتادم و کاری که با اللهی که اکبر است، کرده بود) و از حال ادای این واژه حال‌ام دیگر می‌شود. نیک در می‌یابم که اندکی از خود بیرون آمده‌ام. پوست‌ام را که اکنون بیرون من است، احساس می‌کنم، احساس می‌کنم کسی همچون نسیمی در من می‌وزد، در من می‌رود، در من نشسته است، از من می‌گذرد، وای چه حالی است، نازکی روح‌ام را حس می‌کنم. تمام روزنه‌های وجودم، دهان می‌شوند و می‌خواهند این وجد چند لحظه‌ای را بنوشند.
شکاک‌تر از آن‌ام که امری هستی‌شناختی از این حال برداشت کنم اما چنان نیز نیستم که آن را بر صرف حالی و وجدی تفسیر کنم و بس، تنها یک «امید»: شاید....
مشکاتیان اوج گرفته است، سنتور نوازی‌اش را به قدر سه تار نوازی‌اش دست ندارم هر چند آن‌را نیز بسیار دوست دارم. شوریده حال است این مرد نیشابوری و دلشکسته. می‌شود این را در سوز سازش حس کرد.
همین.
 

مطالب مرتبط

در سوز ساز

حدیث نامکرر «مرنج و مرنجان»

اتقوا من مواضع التُهم، صاحب سایبر تو هم!

عاشورا: روایت چل‌تکه

مقصد: عاشورای امجد

زین پس چو نباشیم...

اطلب الرفیق ولو بالسایبر

به باد ده سر و دستار عالمی

آن‌چزها که آرام‌ام می‌کند: الا بهذه الامور تطمئن قلبی

که گفت در رخ خوبان نظر خطا باشد؟

بازی شب یلدا با تاخیر

شین مثل برهان شر: میم مثل مادر

پیر خرابات و لطف دائم‌اش

گاهی آن‌کس که حقیقت را می‌گوید بی‌شرف است(؟)

خزانِ آرزو و باز هم برهان شر

کام‌ام از تلخی غم چون طنز گشت

درباره‌ی خدایگان خواب و مطالعه

فربه‌تر از فردید

دیدار دوم با مهدی جامی

میرزاوزیری و یک شب خوب

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1478

نظرها

سلام. لوگو (؟)ی بالای وبلاگت البته «ساده» است (و گویند: زیبایی در سادگی است)، ولی «محو» هم هست. چشم نمی چرخد به سمتش. شاید اگر

عالم چو حباب است ولیکن چه حباب

(بدون نقطه ویرگول) را به نستعلیق بنویسی، و به اندازه ی لازم درشت و سیاه باشد، و بگذاری در کادر فعلی ی لوگو، بهتر باشد.

قربانت.

سلام خط ماقبل اخر دوست را دست نوشته اید . . . شوریده حالی و دل شکستگی معنائی عمیق دارد که با شخصیت نه چندان تمیز این آقائی که شما نام برده اید چندان تناسبی ندارد بردار

به محمد طاهری:
خوب‌ست که خدا ستار العیوب است، وگرنه ما چه‌ها که نمی‌کردیم! مگر نه؟!

سلام
یک موقع آقای کلانتری نرنجند که ایشان رابی ذوق خوانده اید؟!!
به یقین میان بی ذوقی و توهین تفاوت است!

شاید بد نباشد دوستانی که نمی دانند مطلع شوند که مدتی است "الله اکبر" به یکی از تکه کلام های حضرت یاسر بدل شده

بسم الله الرحمان الرحیم. سلام. نظرت درباره ی
http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-247.aspx
چیست؟

اين نوشته نشان مي دهد كه تكنيك هنري تا چه حد مي تواند مخاطب را در مورد هنرمند به اشتباه بياندارد
و البته موضوعي خوب براي بررسي نيز به دست مي دهد: آيا خلاقيت هنري فقط تكنيك است و يا چيز ديگري هم از جنس روح و احساس وجود دارد؟
من كه گمان مي كنم فقط تكنيك است چون هنرمندان بزرگ الزاما انسانهاي بزرگي نيستند.

آقا یاسر عزیز برای من هم آسمان پر ستاره همین کار را می کند.

سلام،مدت هاست وبلاگتان را میخوانم . این اولین بازی است که احساس کردم باید نظر دهم....برای اولین بار احساس کردم :
.....چه چرندیاتی!!!.....
احساس دمیدن روحی؟!....بی معنی

ba salam
aghaie mirdamadi age mishe begid fasl nameie madrese ro az koja mishe tahaie kard?man sakene tehranam.az lotfe shoma motshakeram

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)